گفته های علی صباغیان درباره رونق فروش محصولات بیمه ای

مدیر سایت
۱۷ دی ۱۳۹۴

دومین همایش مدیریت ریسک و بیمه با حضور با حضور دبیرکل سندیکای بیمه‌گران ایران، مدیرعامل بیمه‌کوثر، جمعی از مدیران‌عامل، معاونین و مدیران شرکت‌های بیمه، معاون پژوهشی پژوهشکده بیمه، جمعی از مدیران سازمان تأمین‌اجتماعی وجمعی از فعالان عرصه اقتصادی، اساتید و دانشجویان رشته‌های بیمه برگزار شد.

به گزارش سایت تحلیلی-خبری آیین، در حاشیه این همایش آقای دکتر علی صباغیان مدیرگروه بیمه دانشگاه آزاد اسلامی، مشاور انجمن بازاریابی شرکتی بیمه ملت به سخنرانی پرداخت که مهم ترین دغدغه ای مطرح شده ایشان در خصوص کسب و کار فعلی بیمه به شرح ذیل عنوان می گردد:

۱- براساس گفته پیتر دراکر کسب و کارها دو محوریت اصلی دارند:الف)بازاریابی ب) نوآوری

با توجه به منحنی رشد برخی از محصولات بیمه ای و نگاه به دوره بلوغ یک محصول متوجه می شویم نمودار فروش این دسته از خدمات بیمه ای رو به افول می رود و تنها عاملی که باعث می شود فروش محصول جان دوباره بگیرد و نقطه عطفی در نمودار پیدار شود نوآوری بر اساس شرایط روز بازار و نیاز مشتریان است .اگرموسسات بیمه ای نوآوری را فراموش کند محکوم به شکست خواهند بود و از صحنه رقابت خارج می شود.به این دسته از شرکت ها غیر منعطف ،شرکت های دایاناسوری می گویند که دیر یا زود منقرض می شوند.در صنعت بیمه با طراحی کانال های جدید فروش و استفاده از ابزارهای نوین بیمه گری با بهره گیری از تکنولوژی (موبایل بیمه ،بیمه گری اینترنتی)همچنین طراحی محصولات جدید بر اساس ریسک های جدید ایجاد شده و یا بهبود پوشش های بیمه نامه های قبلی ،تغییر در فرآیند پرداخت خسارت ها و ارزیابی ها می توان وارد عرصه جدیدی از کسب و کار بیمه ای با رقابت کم تر شد.

-در سال های گذشته شرکت های بیمه فقط به دنبال فروش محصولات خود بودند(نسل اول بازاریابی) بعد ها رویکرد فروش و کسب رضایت مشتریان روی کار آمد و از محصول گرایی به مشتری گرایی تبدیل شدکه ایجاد مراکز تماس بامشتریان (CRM)، باشگاه مشتریان و پرداخت سود های مشارکت در منافع … از این دسته اند(نسل دوم بازاریابی). امروزه ایجاد مزیت و ارزش افزوده برای بیمه گذاران راضی نمی شوند. فراتر ازمطالبه حق بیمه ،خدمات پس از صدور ،خسارت دهی مناسب است مسایل دیگر را مد نظر خواهند داشت. موسسات بیمه باید رویکردی داشته باشند که در کنار سود آوری و بقاء سازمان ، تلاش کنند که محیط اطراف خود را برای زندگی مردم مناسب تری کنند. (نسل سوم بازاریابی)که به بازاریابی انسانی و اجتماعی مشهور است.

راهکار هایی همچون حذف و کاهش حجم کاغذ صدوربیمه نامه ها برای حفظ محیط زیست،پوشش های بیمه ای آلودگی های زیست محیطی،تلاش در راستای ایمنی جاده و خودرو ها، مشارکت در طرح های بیمه های عمر خیرین برای مدد جویان و قشر کم بضاعت جامعه ،مشاوره های رایگان در کاهش ریسک ،مشاوره رایگان برای انتخاب محصولی که بیشترین منفعت را برای افراد داشته باشد ،تغییر در اساسنامه و هدف تشکیل شرکت ها با رویکرد در مشارکت در طرح های عام المنفعه ،تدوین منشورهای اخلاقی قوی و تلاش برای ارتقاء سطح سلامت و بهداشت جامعه ….را می توان از این دسته برشمرد.

-در فضای رقابت با سایر موسسات بیمه ای شرکت های بیمه باید تمرکز بر روی نیاز های واقعی مشتری و طراحی بیمه نامه مناسب با حق بیمه معقول کنند و در محیط کسب و کار اقیانوس آبی به فعالیت به پردازند؛ نه اینکه مشتری حلقه مفقودی کسب و کار باشد و بایک دیگر وارد بازی دومینیو نرخ شکنی و دامپینک شوند و به جای خلق محصول و ارزش جدید و نوین بر سر قیمت محصولات فعلی با هم ستیز کنند.نتیجه این بازی باخت شرکت های بیمه به علت عدم صرفه اقتصادی فروش محصول،باخت مشتری به علت عدم توانگری مالی شرکت های بیمه برای پشتیبانی پرداخت جبران خسارت واقعی ،و باخت صنعت بیمه و جامعه بر اساس فروریختن حس اعتماد عمومی به موسسات بیمه ای می شود.

بر این اساس نقش انجمن حرفه ای صنعت بیمه ،سندیکای بیمه گران و بیمه مرکزی به عنوان نهاد نظارتی توانگری شرکت ها بسیار پررنگ تر باید باشد.

-نظریه پنجره شکسته:

ساختمان خالی از سکنه‌ای را در کنار یک خیابان پر رفت و آمد، در حالی که شیشه‌ یکی از پنجره‌هایش شکسته است تصور کنید. مشاهده‌های علمی نشان می‌دهد که اگر پنجره شکسته ظرف مدت کوتاهی، تعمیر نشود، عابران این پیام را از ساختمان می‌گیرند که کسی نگران ساختمان نیست و نظارتی وجود ندارد.

پس شیطنت شروع می‌شود و پنجره‌های سالم ساختمان مورد هدف قرار می‌گیرند و ساختمان تغییر شکل می‌دهد و البته ادامه این روند می‌تواند منجر به ورود میهمانان ناخوانده به ساختمان بی‌صاحب شود و آثارش از سطح به عمق نفوذ کند. اتفاقی که در اشکال مختلف شاهد آن بوده‌ایم.

توصیف فوق، خلاصه‌ای است از یک نظریه جرم شناسی به نام «پنجره شکسته».

نظریه‌ای که در دهه هشتاد و نود میلادی به کمک شهردار نیویورک آمد تا جرم‌خیزترین مترو جهان را که شهر زیرزمینی خلافکاران و اشرار به حساب می‌آمد سر و سامان بدهد.

شهرداری نیویورک، در اولین اقدام خود به بازسازی واگن‌های مترو پرداخت و دستور داد تا واگن‌هایی که طی روز با اسپری رنگ، نوشتن یادگاری و… آسیب می‌بینند، شبانه از خط خارج شوند و تاصبح روز بعد رنگ‌آمیزی و تعمیر‌شده

به خط برگردند.

در واقع همه اینکارها یک پیغام داشت:

حواسمان به همه چیز هست و هیچ خلافی رو تحمل نمیکنیم واین چنین شد مترو ناامن نیویورک تبدیل به یکی از امن ترین متروهای جهان شد .

اکنون استفاده از تئوری پنجره شکسته در زندگی شخصی، تربیت کودک و تجارت و کسب و کار،کارایی دارد.

پنجره های شکسته رو بیابیم و تعمیر کنیم مطمئن باشید اوضاع بهتر خواهد شد.

پنجره های شکسته کار و زندگی ما کجاها هستند؟

تا حالا بهش فکر کردیم؟!

حال اگر مشکلات برخی از موسسات بیمه ای در خدمات دهی مناسب،خسارت دهی ،کارشناسان و نیروی انسانی ناکارآمد،فساد مالی … به سرعت اصلاح نگردد بیمه گذاران مشکلات را به کل پیکره صنعت بیمه تعمیم خواهند داد و به یک باره اعتماد عمومی نسبت به صنعت بیمه فرو خواهد ریخت .لذا عملکرد یک موسسه بیمه فقط به محدوده آن شرکت صدمه نمی زند و این باعث خوشحالی سایر رقبا نیست بلکه در بلند مدت دود آن به چشم کلیه ارکان صنعت بیمه خواهد رفت.
http://aiin.ir/

مطالب مرتبط

دیدگاه کاربران

نام (الزامی):
ایمیل:
ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد
وب سایت:
نظر شما: